پرنده نیستم اما پر خیالم هستتوان بال گشودن به هر محالم هستمبین که اینگونه پای در لجن شده امکه دسترس به گواراترین زلالم هستهمین نفس که به عمق سکوت محبوسمصدای منتشری آن سوی جبالم هستشناسنامهی من یک دروغ تکراری استهنوز تا متولد شدن مجالم هستبخواه تا خود از این خاک بسته برخيزمبه رستخيز تو همواره شور و حالم هستمجاب فلسفه قبض و بسط روحم نیستاگر چه با خود و دنیای خود جدالم هستجهان جنون مرا پاسخی نداده هنوزبه ناگزیری دنیا همان سوالم هستبه غیر خویشتن از هیچ کس ملالم نیستخود این دلیل مرا بس اگر ملالم هست
پ.ن : Good bye brother
برچسبها: محمد علی بهمنی, پرنده نیستم اما, فانتزی, رویا, طوفان
مرثیه ای بر یک رویا...
ما را در سایت مرثیه ای بر یک رویا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 184
تاريخ: دوشنبه
4 دی
1396 ساعت: 17:00